علي بن زيد البيهقي ( ابن فندق )

287

تاريخ بيهق ( فارسى )

فقرا و محاويج و رؤس و اذناب درين مقام متساوى باشند . آن كس كه برو ، ز جاه و نعمت اثر است * در خدمت او هزار زرين كمر است با درويشى كه قدر او مختصر است * اندر نفس بازپسين سر بسر است بايد كه شيطان را چنان بر مكامن احوال « 1 » و افعال خويش دست ندهد « 2 » كه استحوذ عليهم الشيطان فانساهم ذكر اللّه ، تا اگر وقتى خواهد كه پناه با حق تعالى دهد راهى « 3 » روشن يابد و اين ندا بسمع او نرسد كه آلْآنَ وَ قَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَ كُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ . دشمن خويش باشد هر كه چراغ عقل را بنفخ هوى فرو نشاند و آفتاب معرفت را در عقدهء حرص و حب دنيا بكسوف مبتلى گرداند ، و در آن دم كه « 4 » سكرة الموت بالحق معاينه شود اموال و اولاد و جاه و نعمت رميده گردند و خدم و حشم قصد مخدومى ديگر كنند و مشرب اوميد « 5 » تيره شود ، و او را در خانهء وحدت و وحشت به خاك لحد تسليم كنند ، و هر كه نعمت او بيشتر دارد بدان مشغول شود تا آن نعمت چگونه نگاه دارد و انديشهء ولى نعمت او بر خاطر او گذر نكند ، و هر كه بجزع مشغول شود و ندبه آغاز كند مىگويد من بىتو در دنيا چه كنم ، هرگز بر خاطرش گذر نكند كه او در آن جهان بىمال « 6 » و نعمت و خدم و حشم و بىساز راه قيامت و توشهء آخرت چه كند . و بدين دعوى غره نبايد شد « 7 » كه من خداى شناس و صاحب ايمانم ، كه اين را دلايل و علامات بسيار بود ، ايمان و معرفتى كه درين جهان ترا « 8 » از اصرار و مداومت و مواظبت بر مناهى و معاصى « 9 » مانع و حاجز نيست در آخرت ترا از خشم خداى تعالى چگونه نجات دهد ، و تا فليته « 10 » و روغن جمع نشود چراغ نور ندهد ، [ همچنين ] تا عقيدت و اداء اوامر و اجتناب از نواهى « 11 » جمع نشود نور سعادت اثر خويش ننمايد . و در همه چيزها اهل ملل و نحل خلاف كرده‌اند مگر درين قضيه كه معصيت حق تعالى زيان‌كار است و اصرار بر معصيت و مواظبت و مداومت بر آن بلا بر بلاست . آن وقت كه حربهء ملك الموت دستبرد خويش بنمايد چندان

--> ( 1 ) اقوال . ( 2 ) راه ندهند . ( 3 ) راه . ( 4 ) نص ، و در آن كه . ( 5 ) اميد . ( 6 ) نص و نب ، كه او درين جهان با مال . ( 7 ) نشايد شد . ( 8 ) كه ترا در اين جهان . ( 9 ) بر معاصى و مناهى . ( 10 ) و تا پليته . ( 11 ) نص ، از نهى .